خانه / ترجمه ها

ترجمه ها

مرگ تنها / پابلو نرودا

برگردان؛ پویا عزیزی آنجاگورستانی دلتنگ استبا گور‌هایش از استخوان‌های ساکت پرو سینه‌اش دارد حفره‌ای را می‌دوزدحفره‌ای تاریک‐تاریکخراب چون کشتی شکسته‌ای که فرو می‌رود در خویشاین گونه اگر در سینه‌اش فرو شویمو یا فرو ریزیم از جسم به روحبه این نام ...

ادامه مطلب »

تبعیدی، نوشته آنتون چخوف

برگردان: پویا عزیزی سمیون پیر، کسی که کانی صدایش می‌کردند، و تاتار جوان، که هیچ‌کس او را به ‌نام نمی‌شناخت، بر ساحل رودخانه کنار آتشدان نشسته ‌بودند. ملوان سوم توی کلبه بود. سمیون، پیرمردی شصت‌ساله، لاغر، بی‌دندان و چهارشانه است ...

ادامه مطلب »

فلسفۀ عشق

عشق چیست و ماهیت آن را چگونه می شود دریافت؟ دربارۀ معنا و ماهیت عشق رویکردهای بسیاری وجوددارد. برخی از متفکران معتقدند که برای این کلمه هیچ معنای به خصوص و واقعی وجودندارد، اما در واقع همه چیز هم هست. ...

ادامه مطلب »

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

کاسترو آلوِز از برزیل پابلو نرودا برگردان: پویا عزیزی کاسترو آلوِز از برزیل، برای که سرود خواندی؟ آیا برای گلی خواندی؟ برای آب واژه هایی زیبا که آرامش به سنگها می دادند ؟ آیا برای چشم ها خواندی؟ رو به ...

ادامه مطلب »

شعرِ آخته/خوزه ماریا سینسون

خوزه ماریا سینسون مارچ 1982 برگردان:پویا عزیزی شعرِ آخته شمشیر شعر را دریاب آخته و بران سرد و چون نقره ای تابان در روشنا و تاریکی ببین چگونه توکایی از یک دسته مگس آراسته شد به مروارید بر دست های ...

ادامه مطلب »