خانه / آرشیوهای نویسنده پویا عزیزی (صفحه 5)

آرشیوهای نویسنده پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند. وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند. شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است. کتاب‌های منتشر شده : ۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳ ۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶ 3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا 4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392 دیگر فعالیت ها: در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است. او دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ تحریریه سابق دوماه نامه ی دال سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند بوده است.

جهان شاعرانه در تبعید/ آزاده دواچی

نگاهی به مجموعه‌ی شعر زخمرگهای در تبعید اثر پویا عزیزی تبعید یکی از اساسی‌ترین سوالات در حوزه‌ی علوم اجتماعی و هنر است. مطابق نظر ادوارد سعید علیرغم دستاوردهایی که در علم و فرهنگ و ادب به واسطه تبعید در قرن ...

ادامه مطلب »

ابن الندیم / شعری از حسین مکی زاده

این الندیم تو اولین بودی و یادت هست آیا؟ وقتی که در بازار وراقان 1 پژواکی از دیوانگی خواندیم در انقلاب: “… چقدر کتاب! چقدر آدم چیزفهم دنبال کتاب! من تشنه ام اما گرسنه ام اما نه کودکی دست به ...

ادامه مطلب »

گُه کِشی/ یک شعر از آرش الله وردی

Illustrator:Sahar Salahzadeh

بیا بیا وُ دراگ بزن دراگو بیار وُ بیا بزن بنوش بنوش آب را .به مثابه‌ی منی بنوش آب را بنوش وُ بشاش روی سرامیک اداره بشاش و به همکارت نگو که شاشیدی بگو شربت پرتقال است این‌ها همکارت خوشحال ...

ادامه مطلب »

به یاد “نازنین نظام شهیدی ” دوستی که در شاعری بسیار بود

آزیتا قهرمان:دیروز سالروز رفتن تو بود . 9 سال گذشت . درتمام این سال ها در دفترهای پنهان و ناتمام از گفت و گوها یمان ازسفرها از شب ها و عصرها ؛ خط ها و خاطراتی ؛ شعرهایی به یادگار ...

ادامه مطلب »

مردیست که از مراسم تیزباران خویش باز می گردد!

مژگان اکبری- “زخمرگ های در تبعید ” نامی بر مجموعه شعری ست که به تازگی از شاعر ایرانی “پویا عزیزی” منتشر شده¬است. این مجموعه را که شصت صفحه دارد و حاوی شعرهای این شاعر میان سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ است ...

ادامه مطلب »

شانه های تو / پویا عزیزی

برای او که شانه های بی دریغی برای گریستن داشت. بر شانه های تو گریستن است و ترس را به شهامت مرگ آمیختن بر شانه های تو ترسان است و فرو ریختن را به پایداری ایستادن نمی خواهد اشک بر ...

ادامه مطلب »