خانه / مقاله ها / درباره‌ی همه‌پرسی استقلال کردستان: این همان آرمان نیست!

درباره‌ی همه‌پرسی استقلال کردستان: این همان آرمان نیست!

پویا عزیزی
منتشرشده در : مجله قلمرو/شماره پنجم/ شهریور ۱۳۹۶

BMT Group-760 × 300

یک ملّت استثمار شده می‌تواند از راه داشتن یک دولت، آرزوی استقلال سرزمینی خود را تحقق بخشد. اما به‌دست آوردن یک دولت نمی‌تواند به‌معنای تحقق سعادت جامعه باشد. دیری نمی‌پاید که درمی‌یابد سعادت جمعی نه‌تنها در تحقق آرزوی استقلال، بلکه در تحقق آزادی و دموکراسیِ فراگیر است. استقلال هر ملّتی در جهان، اگر با این دو دیگر همراه نباشد می‌تواند تنها یک تجربه تلخ دیگر در مقیاسی متفاوت باشد. تنها دستاورد آن هم این است که دیگر ستمگر نه از بیرون که از درون خانه ستمگری را پیشه می‌کند.

مفهوم استقلال اما با وجود پیچیدگی‌هایش در بسترهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در گذار تاریخ تنها دربرگیرنده این وجه نیست که ساکنان یک سرزمین با برپا داشتن یک دولت به جمع کشورهای پیشین پیوسته و در ترسیم مرزهای خود با آنها به یک واحد سیاسی دیگر تبدیل شوند. چرا که در جهان بر آمده از دوران استعمار و جنگ‌های جهانی، استقلال اقتصادی همچنان یکی از مهم‌ترین عناوین برسازنده مفهوم استقلال در شکل کلی آن است.

شماری از نظریه‌پردازان علوم اجتماعی و سیاسی نیز مفهوم کلی استقلال در دوران فعلی را به‌جز استقلال اقتصادی در برگیرنده استقلال سیاسی و آزادی و دموکراسی  می‌دانند. استدلالی که پایه‌های آن بر میزان تاثیرگذاری استقلال فرد فرد جامعه در حاکمیت کلی است. از این منظر مفهوم کلی استقلال، تجلی آزادی‌ و رعایت حقوق فردی و جمعی جامعه است.

اشاره به مفهوم استقلال از آن رو است که با نزدیک‌شدن به زمان برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم فدرال کردستان از کشور عراق، گفت‌وگو در این رابطه نیز به شکل گسترده‌ای رسانه‌ها را دربرگرفته‌است. حتی بااین‌که مقام‌های اقلیم کردستان از سه ماه قبل که این موضوع را اعلام کردند همواره بر غیر الزام‌آور بودن آن تاکید کرده‌اند؛ اما این رخداد در منطقه‌ای به نام خاورمیانه می‌تواند تا اندازه‌ای مهم و تاثیرگذار باشد که سرنوشت ملّت‌ها، کشورها و منافع دولت‌های دیگر را تا حدّ قابل ملاحظه‌ای تحت تاثیر قرار دهد.

همین تاثیرگذاری است که موضع‌گیری مداوم دولت عراق، کشورهای همسایه و قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی در مخالفت با این موضوع را باعث شده است. به‌جز دولت مرکزی عراق، مقام‌ها و نهادهای گوناگون جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه مخالفت شدید خود را با این موضوع اعلام کرده‌اند. اعلام مخالفت‌ها از ایران به طور رسمی به بیش از ده بار بالغ شده‌اند. همزمان با این مخالفت‌ها که سنگ‌پایه آنها حفظ تمامیت ارضی کشور عراق است، مخالف‌خوانی‌های دیگر نیز از درون اقلیم کردستان و همین‌طور از سوی قدرت‌های جهانی به ویژه آمریکا بر این بستر صورت گرفته‌اند که بازه زمانی کنونی برای این اقدام مناسب نیست. با این‌حال به گفته‌ مسعود بارزانی – رئیس کنونی اقلیم فدرال کردستان، اگر دولت عراق و قدرت‌های جهانی آلترناتیو هم‌ارزشی برای همه‌پرسی نداشته باشند، این اقدام را در زمان تعیین شده به انجام خواهند رساند.

اگر چه پس از اعلام همه‌پرسی توسط آقای بارزانی، سه شرکت پیمانکاری آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی اقدام به حفر خندق‌هایی عمیق به عرض سه متر در حدفاصل شهر ربیعه در مرز با سوریه و ترکیه تا شهر جلولا در شمال بغداد کردند که از این خط ۴۰۰ کیلومتری به عنوان مرزهای کردستان نام برده شد.

بررسی شرایط اما نشان می‌دهد که هم مخالفان همه‌پرسی و هم موافقان آن دلایل قابل توجهی برای موضع‌گیری خود دارند. این‌که برگزاری همه‌پرسی پس از عدم اجرای درست مفاد قانون اساسی در رابطه با منطقه فدرال و پرداخت نامرتب یا عدم پرداخت بودجه منطقه فدرال توسط دولت عراق و سنگ‌اندازی در مسیر توسعه اقلیم کردستان صورت خواهد گرفت در یک دست طرفداران همه‌پرسی در اربیل قرار دارد و در دست دیگر آن‌ها نتیجه از پیش معلوم همه‌پرسی.

بر روی دیگر سکه اما مخالفین نیز با اشاره به وضعیت بحرانی اقتصادی در اقلیم، اقتصاد مصرف‌گرای به شدت وابسته به کشورهای همسایه، بحران‌ سیاسی داخلی، بحران عدم مشروعیت پس از استقلال و محاصره اقتصادی و کاسته شدن از میزان درآمد اقتصادی با قطع بودجه ارسالی از عراق را نقش زده‌اند و وضعیت جنگی عراق، ناروشن بودن وضعیت مناطق مورد مناقشه‌ای همچون کرکوک و بالاگرفتن تنش‌های ملی فروکش کرده میان گرو‌ه‌های قومی و دینی را یادآور می‌شوند.

این نوشتار اما قصد دارد موضوع همه‌پرسی استقلال برای اقلیم فدرال کردستان از یک منظر  متفاوت بررسی کرده و به این سوال پاسخ دهد که زایش فرزندی به نام کردستان از بطن عراق (به عنوان یک کشور) آیا به معنای رشد مستقل آن منطبق بر مفهوم کلی استقلال است یا به فرزندخواندگی آن خواهد انجامید؟

  • استقلال اقتصادی اقلیم کردستان ناممکن است

اقتصاد اقلیم کردستان عراق، اقتصادی وابسته به نفت است و  به‌جز بودجه ارسالی از سوی دولت عراق (۱۷ درصد از بودجه سالانه عراق)، پول حاصل از فروش نفت بیش از نود درصد درآمد این منطقه را تشکیل می‌دهد. اما نگاهی به اتفاقات روی‌داده در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که این میزان از درآمد نمی‌تواند هزینه‌های برنامه‌ توسعه اقتصادی اقلیم کردستان را تامین کرده و به رشد اقتصادی این منطقه منجر شود.

عدم ارسال بودجه ماهیانه از سوی دولت عراق که در پی تنش‌ها میان اربیل و بغداد از میانه سال گذشته میلادی آغاز شد و تاکنون ادامه دارد این موضوع را به روشنی نشان داده است. این مسئله باعث تعویق و نامنظم شدن پرداخت حقوق کارمندان شد. امری که به اعتراض‌های گوناگون مردمی و کشته شدن دستکم سه نفر انجامید. در کنار آن بر اساس اطلاعیه وزارت کار و جامعه اقلیم کردستان که در ماه دسامبر منتشر شده است هزینه‌های دولتی از سال گذشته بیش از ۴۵ درصد کاهش داده شد. قریب به ۵ هزار پروژه عمرانی در این منطقه  به دلیل نبود بودجه کافی متوقف و شماری از شرکت‌های خارجی از این منطقه خارج شدند.

این‌ها در حالی است که اقلیم کردستان مجبور شده است برای تامین بودجه لازم تولید و صادرات نفت را افزایش داده و به طور متوسط در هر شش ماه ۱۲ میلیارد دلار نفت بفروشد. با اینکه این میزان از درآمد توانسته است در فرصت فعلی هزینه‌های جاری را تامین کند اما مشکلات بیشتری نیز در این زمینه وجود دارند.

اقلیم کردستان عراق هیچ راهی به دریا ندارد و به همین خاطر از فروش مستقیم نفت محروم شده است. بحران با بغداد باعث شده است تا از تحویل نفت به بغداد جلوگیری شود و به همین دلیل فروش نفت از این منطقه به طور کامل وابسته به کشورهای همسایه شده و ترکیه کشوری است که بیشترین سهم را از این فرآیند از آن خود کرده است. امضای قراردادهای فروش نفت به ترکیه از سوی اقلیم کردستان و واریز این مبلغ در بانک‌های ترکیه باعث وابستگی کامل اقتصادی این منطقه به ترکیه شد. فروش یا سوآپ نفتی بدون همکاری ترکیه و ایران به هیچ وجه برای اقلیم کردستان ساده نیست.

در کنار وابستگی اقتصاد به نفت، کاهش قیمت جهانی این محصول در سال‌های گذشته و روند پایین نگه‌داشتن قیمت آن در بازارهای جهانی که برای سال‌های آینده نیز پیش‌بینی شده است خود عامل مهمی در گسترش بحران و ایجاد وابستگی‌های بیشتر است. هر چند که گستردگی بحران تاکنون منجر به بستن شماری از چاه‌های نفت به دلیل عدم تامین بودجه و هزینه‌های استخراج شده است.

Kurdistan 24781 × 439

با این همه وابستگی اقتصادی این منطقه به کشورهای مختلف تنها در فروش نفت جلوه‌گر نیست. اقلیم کردستان در بیست سال گذشته نتوانسته است مواد مصرفی مورد نیاز خود را تولید کند و به همین دلیل بازار مصرفی آن نیز به طور کامل وابسته است. در حوزه خوراک و پوشاک، به جز اندک محصولات کشاورزی و باغی که درصد کمی از کل بازار مصرفی این منطقه را تشکیل می‌دهند، ۷۰ درصد بازار از محصولات ترکیه و بیش از  بیست درصد آن را فرآورده های ساخت ایران تشکیل می‌دهند.

به‌جز نفت و بازار مصرف،‌ یکی از عمده‌ترین بسترهای اقتصادی اقلیم کردستان که از دوران جنگی طولانی خارج شده است؛ ساخت و ساز مسکن و شهرسازی است که عمده کالاهای مصرفی در این بازار نیز از خارج از اقلیم کردستان به ویژه ایران تامین می‌شوند. سرمایه‌گذاری در طرح های عمرانی و شهرک‌سازی‌ها نیز معمولا توسط شرکت‌ها و سرمایه‌داران غربی صورت گرفته است که بالا گرفتن تنش‌ها منجر به افول آن شده و امنیت سرمایه‌گذاری اگر بیش از این در خطر باشد، مشخص نیست که روند توسعه زیربنایی این منطقه را تا چه میزانی متاثر خواهد کرد. تنها این نکته روشن است که در صورت به‌رسمیت شناخته نشدن کشوری به نام کردستان و محاصره اقتصادی آن توسط همسایگان، دست‌کم بر میزان این سرمایه‌گذاری‌ها افزوده نخواهد شد.

در کنار تمامی این وابستگی، دولت اقلیم فدرال کردستان به اعتراف مقامات اقتصادی خود بیش از بیست و هشت میلیارد دلار  بدهی خارجی با سود ۱۲ درصد دارد که در بهترین حالت یعنی پذیرش رسمیت آن، از میزان آن نه‌تنها کاسته نخواهد شد بل‌که نیاز به وام‌های خارجی بیشتر برای جبران کسری در بودجه وجود خواهد داشت.

The Worldfolio500 × 300بی‌برنامگی اقتصادی و بحران‌های سیاسی تسری داده‌شده به حوزه اقتصاد نیز از مهمترین مسایل موجود در اقلیم کردستان هستند که در کنار یک فساد اقتصادی روشن و اعتراف شده، اجازه رشد توسعه اقتصادی و پیشرفت برنامه فعلی را هم نداده‌اند. صفین دزه‌ای-سخنگوی اقلیم فدرال کردستان خود در یک گفتگوی رسانه‌ای در این رابطه گفته است: « حکومت اقلیم فدرال کردستان عراق، در دوسال گذشته فعالیت‌های اقتصادی خود را بدون برنامه‌ی بودجه انجام داده است و در سال جاری نیز بدون برنامه مصوب به کار خود ادامه خواهد داد.

مروری بر گزارش‌های رسانه‌ای در حوزه همکاری‌های اقتصادی که در سال‌های گذشته منتشر شده‌اند نشان‌می‌دهند که نفوذ اقتصادی در اقلیم کردستان به‌ویژه نفوذ ترکیه به‌حدی گسترده است که وابستگی کامل این منطقه به آن تا سال‌های متمادی ادامه خواهد داشت. نمونه آن قرارداد پنجاه‌ساله‌ فروش نفت میان این دو است که هیچ گونه اطلاعاتی از مفاد و ماهیت آن نیز منتشر نشده است.  یک نماینده حزب جماعت اسلامی در پارلمان اقلیم در همین رابطه اعلام کرده است که در هفت قرارداد نفتی با دولت ترکیه طرف سومی وجود دارد که تا کنون هویت آن مشخص نشده است. مقامات اقلیم در برابر این اظهارات سکوت کرده‌اند.

گفته می‌شود که استقلال اقتصادی به معنی خودبسندگی در رفع نیازهای اساسی و جلوگیری از سلطهٔ کشورهای دیگر بر اقتصاد بومی است. از همین روست که استقلال اقتصادی کشوری به نام کردستان در شرایط فعلی کاملا ناممکن به نظر می‌رسد. در کنار آن اما قدرت انحصاری حزب دموکرات کردستان عراق در اقتصاد و روابط به‌شدت نزدیک و وابسته آن با دولت ترکیه موقعیتی مناسب برای ترکیه است تا پذیرای این فرزند جداشده به فرزندخواندگی باشد.

  • استقلال سیاسی اقلیم کردستان تقریبا ممکن نیست

استقلال سیاسی هم یک مفهوم یگانه به این صورت نیست که به صرف وجود کشور و داشتن یک دولت-ملّت حاصل آید. بلکه مفهومی پیچیده و تا میزان بالایی پیوسته به استقلال اقتصادی و حتی نظامی یک واحد مدیریت کشور مانند دولت یا حکومت است. به این معنی که استقلال حقوقی از استقلال سیاسی جدا دیده می‌شود.

در خاورمیانه تجربه استبداد در سالیان منتهی به امروز نشان داده است که استقلال حقوقی به تنهایی نمی‌تواند منجر به استقلال سیاسی شود و دخالت‌های کشورهای از هرلحاظ بزرگتر می‌تواند هر لحظه اراده سیاسی یک ملت را زیر گرفته و با استفاده از روش‌های گوناگون سرکوب کند. نمونه افغانستان در این رابطه قابل ملاحظه است. نزدیک به یکصد سال از استقلال افغانستان می‌گذرد اما استقلال حقوقی نتوانسته است بحران را از این کشور دور کند. سال‌هاست که بدون نفوذ، پشتیبانی و دخالت سیاسی قدرت‌های گوناگون هیچ حکومتی در افغانستان امکان پایدار ماندن ندارد.

نمونه اقلیم کردستان اما یک نمونه کاملا متفاوت از نمونه‌های دوران پسا استعماری است. کردها در اقلیم کردستان از دوران صلح ناآرام تا زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ ، بارها به عنوان نیروهای جنگ نیابتی به کار گرفته شده‌اند. از همکاری گروهی از آنها با آمریکا برای تضعیف حکومت صدام گرفته تا همکاری گروهی دیگر از آنها با ایران و ترکیه به همین منظور. این نبردهای نیابتی گاه به نبردهای درون جبهه‌ای کردها هم انجامیده است. با این همه اقلیم فدرال کردستان از دل جنگ علیه صدام با حمایت کامل آمریکا و غرب بیرون آمده است و این حمایت هم‌اکنون هم ادامه دارد.

همکاری سیاسی اما در سطح پایین‌تر منطقه‌ای به‌گونه‌ای است که دو حزب عمده اقلیم یعنی حزب دموکرات و اتحادیه میهنی با وجود نزدیکی‌هایی با غرب هر یک به سویی تمایل دارند. به‌گونه‌ای که از منطقه جنوب و شرق اقلیم به مرکزیت سلیمانیه که در کنترل اتحادیه میهنی است به عنوان حیاط خلوت ایران و از منطقه شمال و غرب آن که در کنترل حزب دموکرات است به عنوان حیاط خلوت ترکیه یاد می‌شود.

رقابت این دو حزب و احزاب کوچکتر که بر اساس منافع، گاه به این سو و گاه به آن‌سو می‌چرخند و قدرت‌طلبی آنها در طول بیست سال گذشته مهم‌ترین عامل بحران سیاسی بوده است. بزرگترین بحران سیاسی اقلیم کردستان اکنون ناتوانی در ایجاد دموکراسی و تن‌دادن به خواست مردمی است. بحران به جایی رسیده است که مسعود بارزانی به عنوان ریاست اقلیم کردستان در یک پروسه کاملا استبدادی و غیرقانونی به کار خود ادامه می‌دهد و حاضر به کناره‌گیری نیست.

بر اساس قانون اساسی اقلیم کردستان، رئیس اقلیم تنها برای دو دوره چهارساله متوالی می‌تواند با تأیید پارلمان در این سمت قرار بگیرد. اما مسعود بارزانی از سال ۲۰۰۵، دو دوره ریاست خود را پشت سر گذاشته و علاوه بر آن با تفاهم‌نامه دو حزب اصلی دو سال دیگر در سمت خود ابقا شده بود، یک بار دیگر در سال گذشته با وجود مخالفت احزاب دیگر  در این سمت ابقا شد. حزب دموکرات در جریان گفتگوها حتی بسته پیشنهادی چهار حزب مخالف مبنی بر محدود کردن اختیارات ریاست اقلیم و بازگشت به رای مردم پس از این دوره را رد کرد.

آقای بارزانی حتی همه‌پرسی اقلیم کردستان را نیز در یک روند مشابه اعلام کرده است. بسیاری از مخالفان داخلی با این اقدام معتقدند که او به تنهایی نمی‌تواند چنین تصمیم سرنوشت‌سازی را بگیرد و این وظیفه پارلمانی است که حزب او از سال قبل به زور اسلحه تعطیل کرده است.

با این حال استبداد خاورمیانه‌ای راه‌کارهای خودش را داشته است. پارلمانی که تعطیل شده بود با حضور نمایندگان حزب دموکرات و چند تن دیگر به یکباره پس از یک سال تشکیل جلسه داده و همه‌پرسی را تصویب کرد. این درحالی است که فضای ایجاد شده در اقلیم تا حدی حاد شده است که مخالفت با همه‌پرسی از همه‌سو مورد هجوم قرار گرفته و حتی از پخش رسانه متعلق به اتحادیه میهنی یعنی تلویزیون ان آر تی توسط حزب دموکرات جلوگیری می‌شود. اتحادیه میهنی خود نیز در این موضوع دچار انشقاق شده و بسیاری از کادرهای آن در حال تشکیل هسته‌ها و احزاب جدید هستند.

فراتر از نبود دموکراسی و پایمال شدن اراده مردمی در حکومت اقلیم کردستان، امنیت داخلی اقلیم کردستان به پشتیبانی کشورهای بزرگتر وابستگی دارد. کشورهایی که تاکنون بیشتر آنها یا خواهان تعویق همه‌پرسی و یا خواهان عدم اجرای آن هستند. مهم‌ترین آنها آمریکا معتقد است که اگر حکومت اقلیم کردستان همه‌پرسی را به تعویق نیاندازد باید مسئولیت تبعات آن را قبول کند.

North Country Public Radio2998 × 2248

Kurds wave Israeli flags at a Kurdish independence rally. Israel is the only country in the region to support the referendum.

اما حکومتی که کاملا از لحاظ اقتصادی و امنیتی وابسته است. در حوزه نظامی متکی به کمک‌های خارجی و فاقد نیروی هوایی کارآمد است و از درون و بیرون با مخالفان خود محصور شده است توان حفظ استقلال سیاسی خود را خواهد داشت؟ حکومتی که نیروی پیشمرگه آن در مصاف با داعش در سنجار فرار را بر قرار ترجیح داد و از همه مهم‌تر دارای دو نیروی نظامی به رهبری مختلف است.

شواهد موجود از ناممکن بودن آن می‌گویند. نکته اینکه تنها موافق استقلال اقلیم کردستان کشور اسراییل است که پس از ترکیه بیشترین نفوذ امنیتی را در منطقه کردستان دارد. دستاورد این استقلال از لحاظ سیاسی برای مردم کردستان تنها یک تجربه تلخ دیگر است. ستمگر را دیگر نمی‌شود در قالب دشمنی بیرون از ملت کرد دید. بل‌که ستمگری در نوع جدید و وابسته خود از درون خانه آغاز شده است و این همان چیزی است که آرمان صدساله ملت کرد یعنی استقلال کردستان را به یک دولت-ملت کوچک، وابسته و به احتمال زیاد غیردموکراتیک تقلیل خواهد داد. پایداری چنین استقلالی خود در ابهام است.

  • این آرمان، همان آرمان نیست

جدا از اینکه اقلیم کردستان درصورت جدایی از کشور عراق می‌تواند به عنوان فرزندی مستقل رشد کند یک مفهوم دیگر در این رابطه قابل بررسی است. جمعیت موافق با استقلال کردستان که تعداد آن‌ها نیز در اقلیم فدرال کم نیست در اتحاد با روشنفکرانشان عبارت کلیدی حق تعیین سرنوشت را به‌کار می‌گیرند و همه‌پرسی استقلال را در چارچوب آن معرفی‌کنند.

این واقعیت که در سرتاسر کردستان از ایران و ترکیه و سوریه تا عراق خواست یک کشور مشخص و مستقل دستکم در میان شماری وجود دارد غیرقابل انکار است. اما این خواسته در طول تاریخ هرگز برای یک بخش از این جمعیت در نظر گرفته نشده است. جنبش‌های سیاسی و روشنفکران ناسیونالیست همواره کردستان را یک سرزمین واحد معرفی کرده‌اند که از پی جنگ‌های مختلف میان کشورهای دیگر تقسیم شده است. استقلال‌خواهان در کردستان نیز به روشنی خواهان از بین رفتن مرزها و لغو قراردادهای مانند سایکس-پیکو و لوزان هستند.

اکنون اما در شرایطی که کردهای سوریه در حال تشکیل یک فدرالیسم دموکراتیک هستند، کردهای ترکیه در حال نبردی سنگین با ارتش این کشور هستند. این خواسته دیگر نمی‌تواند برای احزابی که اهداف و منافع متفاوتی دارند به اندازه کافی توجیه‌کننده و نجات‌بخش باشد. از همین رو تبلیغ برای جداشدن یک بخش از کل کردستان باید جایگزین خواست استقلال کلی آن می‌شد. چرا که برای احزاب اقلیم فدرال کردستان، ترکیه و ایران هم‌پیمانانی محسوب می‌شوند که بدون آنها اصولا ادامه حیات ناممکن خواهد بود. هم‌پیمانانی که به سادگی می‌توانند مخالفانی توطئه‌گر در شرایط دیگر باشند. کردهای سوریه هم در اساس با آرمان احزاب اقلیم یعنی ایجاد یک دولت کردی موافق نیستند و ترکیه و ایران را در زمره دشمنان خود می‌دانند.

در اقلیم کردستان اما امروز یک خطر مشخص وجود دارد. خطر توتالیتاریسم. تبلیغات ناسیونالیستی استقلال از طریق رسانه‌های کاملا حزبی، توانسته است عموم جامعه و روشنفکران آن را در یک آرمان تقلیل‌یافته متحد کند. این اتحاد حتی این قدرت را دارد که به جای برخورد حکومت با مخالفان خود وارد عمل شده و وظیفه سرکوب را با استناد به مواردی حقوقی همچون حق تعیین سرنوشت و مسئله ملی و همکاری با بیگانگان انجام دهد. این تبلیغات در رفتار رهبران سیاسی نیز روشن است. مردم استقلال می‌خواهند اما مرزهای کشور جدید پیش از اعلام نظر آنها در دل خندق‌ها کنده ‌می‌شوند. پرچم کردستان در مناطق سرشماری نشده که بخش عمده‌ای از جمعیت آنها یا به دلیل جنگ مهاجرت کرده‌اند یا جمعیتی مهاجر فراتر از خود را دارند برافراشته می‌شود. رئیس اقلیم می‌گوید پیش از آنکه عمرش تمام شود باید آرزوی مردم را محقق کند.

این اتحاد نامیمون به شکل بغرنجی ارعاب را در جامعه گسترش داده و مخالفان را در یک وضعیت ترس به سکوت یا بی‌عملی کشانده است. هیجان برای یک آرمان جمعی که به داشتن یک کشور  کوچک با دولت کردی، تقلیل یافته است جای پرسشگری را گرفته است و پاسیفیسم مقابل آن عملا این فضا را نداشته است تا سوال‌های اصلی از مفهوم استقلال را مطرح کند.

فرد فرد جامعه کردستان که تا یک روز پیش از اعلام برگزاری همه‌پرسی اعتراض‌هایی داشتند و می رفتند تا اعتراض خود به انحصار اقتصاد و دارایی منطقه در دستان اعضای دو حزب بزرگ را گسترده‌تر کنند اکنون همراه با اعضای این دو حزب و رهبران آنها «ما» شده‌اند. فارغ از اینکه این آرمان آیا همان آرمان است یا نه؟!

حتی اگر با تمام این پیش زمینه‌ها امروز این سوال از موافقان همه‌پرسی مطرح شود که اگر آرمان یک ملت در جریان یک سزارین ناهنگام فرزند معلولی به دنیا آورد که نیازمند مراقبت دیگری است آن وقت چه‌ خواهد شد؟ پاسخ این است که آینده خلاف این را نشان خواهد داد. چیزی که به گفته هانا آرنت استدلال را از قید هرگونه زمان رهایی می‌بخشد.

PDF24    Send article as PDF   
پویا عزیزی منتشرشده در : مجله قلمرو/شماره پنجم/ شهریور ۱۳۹۶ یک ملّت استثمار شده می‌تواند از راه داشتن یک دولت، آرزوی استقلال سرزمینی خود را تحقق بخشد. اما به‌دست آوردن یک دولت نمی‌تواند به‌معنای تحقق سعادت جامعه باشد. دیری نمی‌پاید که درمی‌یابد سعادت جمعی نه‌تنها در تحقق آرزوی استقلال، بلکه در تحقق آزادی و دموکراسیِ فراگیر است. استقلال هر ملّتی در جهان، اگر با این دو دیگر همراه نباشد می‌تواند تنها یک تجربه تلخ دیگر در مقیاسی متفاوت باشد. تنها دستاورد آن هم این است که دیگر ستمگر نه از بیرون که از درون خانه ستمگری را پیشه می‌کند. مفهوم…

بررسی کلی

خلاصه یک ملّت استثمار شده می‌تواند از راه داشتن یک دولت، آرزوی استقلال سرزمینی خود را تحقق بخشد. اما به‌دست آوردن یک دولت نمی‌تواند به‌معنای تحقق سعادت جامعه باشد. دیری نمی‌پاید که درمی‌یابد سعادت جمعی نه‌تنها در تحقق آرزوی استقلال، بلکه در تحقق آزادی و دموکراسیِ فراگیر است. استقلال هر ملّتی در جهان، اگر با این دو دیگر همراه نباشد می‌تواند تنها یک تجربه تلخ دیگر در مقیاسی متفاوت باشد. تنها دستاورد آن هم این است که دیگر ستمگر نه از بیرون که از درون خانه ستمگری را پیشه می‌کند.

امتیازبندی 4.9 ( 1 نظرسنجی ها)

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

گریلای پژاک

فرصتِ تاریخی کُردها، بسترها و منازعات

درگیری‌ در ماه‌های اخیر میان نیروهای مسلح احزاب کُرد و نیروهای نظامی ...