خانه / روزنوشت / نامه سرگشاده به هموندان کانون نویسندگان ایران در تبعید

نامه سرگشاده به هموندان کانون نویسندگان ایران در تبعید

آن ها که به جنگ آسیابهای بادی می روند!

هموندان گرامی کانون نویسندگان ایران در تبعید
مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در تبعید

 

kanoon-logoسالهاست که فرقه گرایی و عدم استفاده از روش های دموکراتیک، دارد بزرگترین آسیب ها را بر پیکر دیگر نحیف و در حال احتضار تلاشگران برای آزادی و دموکراسی و برابری وارد می کند و آن ها که دستی در کار دارند چونان به مستحکم کردن پایه های استبداد از راه های فرقه گرایی، خود برتر پنداری و متاسفانه روش حذفی دل بسته اند که اگر سوابق مبارزه و تلاش هایشان برای درهم کوبیدن ارتجاع در میان نبود میان آن ها و آنچه با آن در جدال اند فرقی برجا نبود.

تشکلهای نویسندگان در تبعید نیز به چنین دامچاله هایی گرفتار آمده و روز از پی روز که می گذرد از طول و عرضشان کاسته می شود و اعضایشان به انفعال کشیده شده و  مابقی به سازمانهایی خانوادگی بدل می شوند که عده ای کم تر از انگشت های دست در راس آن ها به توهم رهبری مشغول اند. شبانان بی رمه ای که تنها نواختن فلوت خارج از دستگاه، غریزه خودبرترپنداری شان را ارضا کرده و فانتزی هایشان را شکل می دهد؛ تنها به صادر کردن بیانیه های چنین و چنان می کنیم و محکوم است و پیروز باد پرداخته و دریغ از ارزنی عمل به تمام آن شعارها. 

چشم که به هم می زنی ، می بینی که فلان تشکل نویسندگان و شاعران از نانویسندگان و ناشاعرانی پر شده که راه سیاست و بازی های آن را بیش از قلم آموخته اند و اگر دستی به قلم می برند برای اظهار وجودی از همان نوع است و ماحصل آن دستبرد نه چیزی بر ادبیات و نه شخصی بر ادیبان می افزاید. 

داستان کانون نویسندگان ایران در تبعید نیز از همین مجرا که خون دل از آن می چکد قابل بررسی است. داستان کانونی که فرقه بازیهای سیاسی بر رسالت آن بالاخره فائق آمدند و جز کاریکاتوری غمبار از ابهت آن چیزی نمانده است.

داستان اعمال غیردموکراتیک و مستبدانه ای که به اصطلاح اهل قلم را تا درگیریهای فیزیکی در مجامع عمومی سوق داد؛ داستانی نیست که بدون خونآب چشم بر کاغذ جاری شود و موضوعی نیست که خوشایند تکرار باشد، چه که آن ها که می باید خود نیک بر آن واقف اند و سکوت را اختیار کرده اند. 

در تمام این سال ها هر کسی در برابر این باندهای سیاسی که هر دوره با زد و بند و لابیگری سکان ارگان نویسندگان را به عهده گرفته اند هر که اعتراضی کرده و اساسنامه و منشور کانون را پیش کشیده چون از راه هایی که دیگران رفته اند نمی توانسته عبور کند یا به حاشیه رانده شده و یا ابزار عمل دیگران قرار گرفته است. 

هیئت دبیران موقتی که فعلا بر سر کار است نیز از همان قاعده پیش از خود مستثنی نبوده است. نمونه اینکه از ۵ نفر برگزیده موقت مجمع پیشین، چند ماه قبل از برگزاری مجمع جدید که در روزهای آینده برگزار خواهد شد؛ یک عضو خود را به دلایل بالا از دست داده است و با ۴ نفر ادامه مسیر می کند.

ذکر نکاتی درباره شیوه انتخاب دبیران دوره جاری به رفع ابهام کمک می کند:

۱- مجمع عمومی قبلی که هیئت دبیران پیشین آن را برگزار کردند نتوانست تعداد زیادی از اعضای قبلی را در مجمع عمومی حاضر کند. 

۲- درنتیجه همان، مجمع عمومی نمی توانست هیئت دبیران را به شکل رسمی انتخاب کرده و از این بابت یشنهاد هیئت دبیران موقت را داد. 

۳- یکی از اعضای دبیران پیشین و هیئت رئیسه مجمع قبلی، پیشنهاد داد که پنج نفر فعلی که اعتراضات بسیاری داشته و گویا ادعاهایی هم داشته اند رهبری کانون را در دست گیرند و از همه خواست این یشنهاد را قبول کنند. اگر چه این پیشنهاد مخالفت هایی را هم دربرداشت ولی نهایتا راه دیگر هم نمی مانست چون کسی زیر بار این مسئولیت نمی رفت یا کلا نمی گذاشتند برود اگر هم می خواست. 

۴- هیئت دبیران موقت فعلی برای دوره یکساله و به شرطی انتخاب شد که بتواند پس از یک سال اعضای منفعل شده را به مجمع عمومی بیاورد و انتخابات را برگزار کند. 

آنچه تا کنون پیداست هیئت دبیران موقت نه تنها نتوانسته اعضای منفعل را گردآوری کند بلکه درون خود هم دچار ریزش و مشکل شده و یکی از اعضایش را از دست داده است. 

اگر بر اساس اساسنامه کانون اعضا را افرادی بدانیم که عضویت آن ها در مجمع عمومی پذیرفته شده و اخراج نشده اند و حق عضویت خود را هم پرداخته اند در نتیجه کانون ابتدا باید درباره اعضای جدید و هموندان قدیمی که دوباره گردآوری کرده در نامه های درونی و فراخوان های مجمع عمومی اطلاع رسانی کرده و یا نهایتا در گزارش دبیران به مجمع این موضوع را روشن کند که اعضای فعلی که حق عضویت خود در دوره قبل را پرداخته چه کسانی هستند و از این بابت چه کسانی اساسا مشروعیت شرکت و رای دهی را دارند. 

هیئت های دبیران اگر چه راه فراری برای این موضوع دارند و پیش از انتخاب دبیران نو، ابتدا درباره پیوستن اعضای جدید رای گیری می کنند. اما این روش خود از نمونه های انجام اعمال غیردموکراتیک است و باید نسبت به آن هشیار بود. 

از این رو روشن است  که هیئت دبیران بعدی تنها در صورتی می تواند مشروعیت داشته و به شکل دموکراتیک انتخاب شده باشد که مجمع عمومی فعلی متشکل از حضور میزان ممکن از اعضایی باشد که در دوره قبل حق عضویت پرداخته اند و گرنه نه رسمیتی دارد و نه مطابق اساسنامه است و اگر چنین شرایطی اتفاق نیفتد هیئت فعلی خود به خود عزل و  قاعدتا هیئت رییسه می تواند مجمع عمومی کانون را به تعویق بیاندازد و نشست فوق العاده دیگری را ترتیب دهد. 

کارنامه اعمال هیئت دبیران موقت فعلی نیز قاعدتا باید پیش از انتخابات هیئت بعد صورت گرفته و مسئولیت اعمال آن ها بر عهده شان قرار گیرد. معمولا در اینگونه تشکل ها همواره رسم غیردموکراتیک بر این بوده که عده معترض را با کدخدامنشی و جمله های حالا دیگر گذشته است و الان هیئت جدید آمده و امثالهم به خاموشی می کشانند که این بار امیدواریم اینگونه نبوده و مجمع عمومی درباره طرح مسائل مطرح شده هیئت پیشین را مجبور به توضیح کتبی کند. آنچه تاکنون از آن طفره رفته است. 

دیگر این که هیئت موقت دبیران فعلی اقدام به انتشار نامه کانون نویسندگان ایران کرده و تعداد زیادی از اعضای رسمی کانون بر طبق تعریف عضو را از آن مطلع نکرده است؛ اما برای دیگران ظاهرا فرش قرمزی پهن کرده و صفحات بسیاری را به آنها اختصاص داده است. رفتار غیر دموکراتیک هیئت دبیران در این مورد به هیچ وجه قابل اغماض و چشم پوشی نبوده و بررسی آن به مجمع عمومی پیشنهاد می شود. 

توضیح اینکه هیئت فعلی نمی توانسته یکباره تصمیم به انتشار نامه گرفته باشد و احتمالا از مدت ها قبل چنین تصمیمی را داشته است. اما در تاریخ بیست و سوم ماه مه یک فراخوان بسیار کوتاه به این مضمون را در سایت کانون منتشر می کند:

دوستان گرامی!

همان‌طور که اطلاع دارید، در تدارک انتشار بیستمین شماره از “دفترهای کانون” هستیم. در همین راستا از تمامی دوستان تقاضا می شود، اگر مطلبی برای این شماره از دفترها در نظر گرفته‌اند، لطف کنند تا پایان ماه مه به آدرس زیر ارسال دارند.  امضا : اسد سیف

تنها هفت روز مهلت برای دیدار این فراخوان و انتخاب و ارسال اثر آن هم در سایت مهجور کانون نویسندگان نشان از این دارد که مطالب از پیش انتخاب شده و از آنجا که این نامه تقریبا یک ماه و نیم بعد صفحه بندی و چاپ خورده و حجم قابل توجهی دارد فراخوان فوق تنها برای خالی نبودن عریضه منتشر شده است. 

چرا که :

۱- سایت کانون نویسندگان ایران در تبعید مهجورتر از آن است که هموندان هر روز به آن سر بزنند و این فراخوان را ببینند و اساسا بسیاری از وجود آن بی خبرند.

۲- این فراخوان از طریق دیگری برای همه ارسال نشده است. 

۳- ضمن ارسال نشدن فراخوان و بی اطلاع ماندن اعضای واقعی طبق تعریف اساسنامه، از عده ای دیگر به شکل ایمیلی، تلفنی و حتا با چند بار یادآوری درخواست مطلب شده و بالاخره آثار آن ها دریافت شده است. 

۴- از آنجایی که راه های ارتباطی با حداقل بیش از نیمی از اعضایی که آثارشان مدنظر قرارنگرفته وجود داشته و بیانیه های کانون از طریق ایمیل برای آن ها ارسال می شده، عدم راه ارتباطی نمی توانسته دلیل این موضوع باشد. 

۵- اعتراضات اعضا و درخواست ارائه توضیح روشن از سوی هیئت فعلی تا کنون مسکوت مانده و هیئت فعلی در کمال بی احترامی به اعضاء٬ عدم پاسخگویی را پیشه کرده، چنان که گویا چیزی نشده و اتفاقی نیفتاده است. 

عدم پاسخگویی و توجه به درخواست هموندانی که از دبیران توضیحاتی خواسته بودند از عمل مستبدانه و غیردموکراتیک و طبیعتا برخورد حذفی پیشین، زننده و برخورنده تر  و غیرقابل اغماض است. شایسته است که هیئت دبیران پیشین بنا بر رسم اخلاق و انسانیت اگر به آن پای بندند رسما از اعضا عذرخواهی کنند. 

جالب تر از همه این که منشی فعلی کانون نویسندگان در نامه ای خطاب به نگارنده می نویسد :

من بعد از یک سال و اندی هنوز نتوانسته ام با خواهش و التماس و زاری نشانی الکترونیکی هموندان، تعداد دقیق اعضای کانون و سایر مدارک را از مسؤلین قبلی کانون دریافت کنم، گویا هیچ سندی در دست نیست و هیچ کسی هنوز نمی داند که کانون نویسندگان ایران «در تبعید» چند عضو دارد و هموندان گرامی ما در کجای این دنیای وارونه زندگی می کنند، آیا هنوز در باد دنیا هستند یا دار فانی را وداع گفته اند؟ یا استعفا داده اند؟ به جزانگشت شماری از آنها، از جمله شما، هیچکدام به نامه های مکرر من جواب نداده اند و نمی دهند و من به عنوان منشی کانون نمی دانم با این پراکندگی، بی خبری، سکوت دانشمندانة هموندان، و با این وضعیّت آشفته چه باید بکنم؟ 

این حرف ها البته درست اند و باید به آن اضافه کنم که گزارش هیئت رئیسه قبلی هم که دستنویس نگارنده بود از سوی هیئت دبیران قبلی دریافت شد و آنچه از آن ارائه شد بسیار تحریف شده می نمود. 

یکی دیگر از مسایل مطرح در پیش روی مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در تبعید قاعدتا رسیدگی به همین موضوع است که اگر تعداد اعضا مشخص نیست و آماری در دست نیست، هیئت دبیران عملا با چه کسانی می خواهند مجمع عمومی تشکیل داده و نتیجه این مجمع کدام رسمیت را دارد؟ 

هیئت دبیران قبلی چرا و به چه علتی اطلاعات لازم را در اختیار دبیران فعلی ننهاده اند ؟ 

شاید هیئت دبیران قبلی کانون را ملک لایملک خود دانسته و از ارائه اسناد آن به غیر خودداری کرده اند تا دوباره در این دوره آن را تملک کنند. 

جدای از همه این بحث ها اشاره به این بند از  یکی از  بیانیه های همین هیئت دبیران، شعارگونگی و ریاکاری رفتار آن ها را بیش از پیش روشن می کند وقتی نوشته اند :

بحران عمیق، ریشه‌دار و همه جانبه‌ای که کانون نویسندگان ایران «در تبعید» در آن گرفتار آمده، بر هیچکدام از ما پنج نفر پوشیده نبود و همه هموندان و دوستان دلسوز «کانون» نیز می‌دانند که اگر این روند ریزش و تلاشی ادامه پیدا کند در آینده‌ای نه چندان دور، از این نهاد به ‌جز اسمی بی‌مسما، اثری باقی نمی‌ماند و این وضع، در شرایط بحرانی کشور ما به نفع هیچ کسی غیر از دشمنان آزادی و به ویژه آزادی اندیشه و بیان و قلم نبوده و نیست. پذیرش مسؤلیّت ما در این برهه حسّاس به دلایلی است ….

ریزش از پنج نفر به چهار نفر در میان خودشان این سطرها را کمیک تر از همیشه کرده است. 

و اگر چه به درستی در ادامه می آورند : امّا به باور ما، ریشه‌یابی علل و چون و چرائی بحران عمیقی‌ که این نهاد از مدت‌ها پیش به آن دچار آمده، نخستین گام خواهد بود. نقد و بررسی گذشته و گذر از آن پلی است که باید آجر به آجر ساخته شود تا شاید بتوان بسلامت از روی آن گذر کرد و به راه اصلی برگشت….

باید به آن ها و همه هیئت های دبیر بحران ساز پیش از این گفت نقد را از خودتان شروع کنید. آنها که نتوانند رفتارهای خود را کنترل کرده و در تعامل با دیگران اصول اولیه اخلاق را رعایت کنند نه تنها هیچ پلی را نمی توانند ترمیم کنند بلکه خشت خشت اش را به باد خواهند داد. دن کیشوت هایی که یک عمر به جنگ آسیاب های بادی رفته اند اکنون از کانون چیزی جز کاریکاتوری بی مسما باقی نگذارده اند و حتما این به نفع آزادیخواهان بوده است.

پایان این که اگر شما هموندان شرکت کننده به درستی مسایل اساسنامه ای و دموکراتیک و اخلاقی را کنترل نکرده و مطمئن نشوید، سیاست کاران باندباز راه خود را می روند و مثل همیشه همه چیز را آن طور که می خواهند تنظیم می کنند و نتیجه هم از پیش پیداست. 

پویا عزیزی
پانزدهم اکتبر ۲۰۱۴
استکهلم 

PDF24    Send article as PDF   

درباره پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند. وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند. شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است. کتاب‌های منتشر شده : ۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳ ۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶ 3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا 4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392 دیگر فعالیت ها: در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است. او دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ تحریریه سابق دوماه نامه ی دال سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند بوده است.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

WordPress spam blocked by CleanTalk.
x

این مطالب را نیز ببینید!

برجام و وعده‌هایی که قورت داده‌شد

پویا عزیزی – دولت معتقد است مسائل و مشکلات کشور در فضای تازه‌ای ...