خانه / دریچه / یک شعر از رویا زرین

یک شعر از رویا زرین

از به نام پدر پسر و من که زیتون ام

IMG_0261گناهانی بخشوده و گوری تهی

و پدر گفت  پسرم دریاست

رگه های فیروزه را دنبال کن و قندیل های سبز را

امروز روز معجزه است

پسرم در نطفه های امید نهفته است

بادبان ها کشیده

دهان ها گشوده به شکل هلهله ای رسا

و پدر گفت  تمام زمین تمام این که می بینی

به نام پدر پسر و رویاهای تا ابدالاباد

و پدر گفت بیدار شو پسرم

بیرون بیا از دهان شیرهای سنگی

پسرم خداست

پسرم تنهاست

تنها خداست که به رویاهای کودکی اش خیانت نمی کند

و پسرم غلتی زد

و هلهله ی کودکان از باغ های سبز تا ابدالاباد شنیده شد

و پدر گفت تمام زمین تمام این که می بینی  جزایر امرالی ست

و پدر دست جزایر امرالی را گرفت

و برای بابل نامه ای فرستاد

به ارتفاع رویاهای ناتمام تان برگردید

به سرزمین معماران معرکه

باطل السحر کلمات سنگ شده در دهان شماست

و پدر اضافه کرد

پسرم دریاست

پسرم تجسد رویای مادران باکره است

PDF24    Send article as PDF   
از به نام پدر پسر و من که زیتون ام گناهانی بخشوده و گوری تهی و پدر گفت  پسرم دریاست رگه های فیروزه را دنبال کن و قندیل های سبز را امروز روز معجزه است پسرم در نطفه های امید نهفته است بادبان ها کشیده دهان ها گشوده به شکل هلهله ای رسا و پدر گفت  تمام زمین تمام این که می بینی به نام پدر پسر و رویاهای تا ابدالاباد و پدر گفت بیدار شو پسرم بیرون بیا از دهان شیرهای سنگی پسرم خداست پسرم تنهاست تنها خداست که به رویاهای کودکی اش خیانت نمی کند و پسرم غلتی…

بررسی کلی

امتیازبندی 4.78 ( 2 نظرسنجی ها)

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

دو شعر از افشین بابازاده

در پهنای سیاه خیابان در پهنای خیابان چون آغوش رها شده ایستادم ...