خانه / روزنوشت / توبه کردن شاعر و ماجرای جوانی ما!

توبه کردن شاعر و ماجرای جوانی ما!

54575پویا عزیزی – بیش از ده سال قبل در خانه ای در شاهین شهر اصفهان با شاعری ملاقات کردم که مهربان و دوست و داشتنی و با صلابت بود. از نسل شاعران سبیل دار چشم درشتی که برای خسرو گلسرخی در زمان دیکتاتور پیشین شعری زیبا سروده بود و انتشار آن در یک روزنامه سراسری همان سال ها برایش دردسر شده بود.

از نسل شاعرانی که کلمه را و رنج کلمه را خوب می شناخت و برای کودکان و نوجوانان دیار خویش معلمی مهربان بود. نه از آن معلم ها که درس مدرسه می دهند. بل از آن ها که کلامشان درس زندگی است. از آن ها که به دنبال ایده صمد به زندان هم اقناده بودند و حکم جمهوری اسلامی را هم با افتخار نشان می دادند. ای کاش که دست این زندگی مرا از آنچه در خانه داشتم محروم نمی کرد تا تصویری که از آن حکم برداشته بودم را پیوست این وجیزه می کردم.

فکر می کردم که از نسل خوب هاست، از نسل ببرهای عاشق است و آن گره بر ابروهایش از روی دیدار ناعدالتی در جهان است. همین بود که به او اخت کرده بودم و هر از گاهی چند ساعت راه را با چند اتوبوس و تاکسی عوض کردن و با هزینه ای که کم نبود و حاصل رنج های مادر مهربانی بود که برای پس انداز خودش و کمک به خرج خانه کوک می زد و پارچه ها را به هم می دوخت، به خانه اش می رسیدم و دیداری تازه می کردم. برای بچه دبیرستانی ای چون من این دیدار، شیرین، لذت بخش و آموزنده بود.

در یکی از همین دیدارها او ادعای بزرگی را مطرح کرد. ادعایی که من در آن هنگامه خامی باورش کردم. ادعا بر مبنای کاغذی بود که سربرگ دادگاه جمهوری اسلامی در مسجدسلیمان را داشت و در آن نام خودش و شاعری به نام سیدعلی صالحی به روشنی دیده می شد که گویا در پرونده ای مشترک قرار داشتند. دلیل
محکومیت شاعر مورد نظر ترویج عقاید ماتریالیستی و محکومیت سیدعلی صالحی نیز به دلیل نزدیکی با رژیم گذشته و همکاری با ساواک ذکر شده بود. آن چه شاعر سبیلوی بزرگ چشم، با ابروهای گره خوردهٔ آن زمان دوست داشتنی اش بر آن همچنان تکیه داشت، ساواکی بودن و اطلاعاتی بودن سید علی صالحی شاعر بود.

معتقد بود که صالحی همه را لو داده و یکی از آن لو رفته ها هم خود فرد مورد نظر است. معتقد بود که صالحی شاعر با اطلاعات رژیم فعلی هم همکار است. قضیه سفر نویسندگان به ارمنستان را صالحی لو داده و موقعی که اتوبوس را به دره رانده اند صالحی توی هلیکوپتری بوده که بالای محل حادثه پرواز می کرده است. راستش من هنوز هم نمی دانم که هلیکوپتری اصلا در کار بوده است یا نه! یا اصلا شاعر مورد بحث ما با کاروان کانون در سفر ارمنستان و درون اتوبوس بوده است که ادعا می کند خودش سید را درون هلیکوپتر دیده است یا نه ؟

اما باور این ها برای نوجوانی دبیرستانی که تازه پا به عرصه نوشتن باز کرده بود و نویسندگان و شاعران را انسانهایی راستین و مبارز می دانست سخت نبود. به خصوص که از زبان شاعری شنیده می شد که سابقه مشخصی در ادبیات آن مرز و بوم داشته است. او که سروده بود:

بنویس، شاید روزی به کار دیگران آمد
بنویس، من خاک پای کسی نبوده ام هرگز
بنویس، چون چراغ واژگان افروختیم
تنها شدیم به ناگهان هر یک

بنویس در چشم باران ها ما سخت عزیز بودیم
و چشم دیدن ما را نداشت
علف به گرم سیر و علف به سردسیر

بنویس
چون این جهان که با کسی نمی ماند
من با واژگان خویش حتی نخواهم ماند
گزند دوست اما نمی رود از یاد
که دشمنان مردند

بنویس وان چه که با تو گفتم و تو بودی و من 
بنویس

98985-169این باور تمام این سال ها همراه من مانده بود اگر چه همواره نه جرات بیان اش را داشتم و نه دیگر می توانستم باور کنم. شرکت شاعر مورد نظر که دیگر ساکن اهواز شده بود را در افتتاحیه کتابخانه ها و فرهنگسراها به همراه مسئولین فعلی می دیدم و می گذشتم. این روزها اما که خیمه شب بازی رژیم و جشنواره فجرش برپا بود و شاعران یک از پی یک برای حضور خود در آن از هم پیشی گرفتند. شاعر مورد نظر ما که دیگر پایتخت نشین شده، گوی سبقت را از همه ربوده و دو چشم مرا که به نشانه ناباوری بر صفحات اخبار ایران مانده بود مات کرده است.

در اخبار آمده بود: هرمز علي‌پور، پيش از شعرخواني بر لزوم خودانتقادي در ميان همگان و به خصوص شاعران تاکيد کرد و گفت: توجه به عنصر زمان در نشان دادن و خوب نشان دادن و بدون چشم، نشان دادن، بسيار موثر است. هر انساني که اهل تفکر باشد، در هر لحظه بايد به جاي نقد و بررسي ديگران، بايد اين صرافت و جرئت را داشته باشد که خودش را نقد کند. وي افزود: حتي اگر سن آدم به 100 سال هم برسد، در اين پوست اندازي درباره مسائل هستي، خيلي کوچک و عاجز از تشخيص صحيح و پاک است. در خيلي از مسائل، انسان به خرد جمعي ممکن است اقتدا کند ولي هنر و مخصوصاً شعر، عصاره و ذره فرديت انسان است.

مسلمان ها همواره از قدیم می گفتند که در توبه همواره باز است و کیست که معنی شرکت در این جشنواره و گفتن این حرف ها را به معنی یا
فتن در توبه نداند. تواب شدن در سنین پیری جراتی بسیار طلب می کند. آنچه آقای هرمز علیپور دارد. پرسش اما اینجاست که اگر سیدعلی صالحی اطلاعاتی و همکار رژیم است چرا هرگونه دعوت و جایزه دولتی را پس زده و از رژیم به حد امکان دوری می نماید و چرا رژیم به سراغ هرمز علیپور می آید و آغوش باز او با حرف های توبه مانندش در برابر خدای قدرت باز می ماند.

بر اساس قواعد اخلاقی به جاست که همین جا بابت شک و گمان اشتباهی که نسبت به سیدعلی صالحی داشتم و ایشان آن را ایجاد کرده بود، از صالحی عذرخواهی کرده و اظهار شرمساری کنم. توصیه من به این شاعر مورد نظر نیز همین است که تا دیر نشده و هنوز همه ما در جهان حضور داریم بابت این افترا و اشاعه کذب از ایشان عذرخواهی کنید و درب توبه را بیش از این بکوبید تا رستگار شوید.

PDF24    Send article as PDF   
پویا عزیزی - بیش از ده سال قبل در خانه ای در شاهین شهر اصفهان با شاعری ملاقات کردم که مهربان و دوست و داشتنی و با صلابت بود. از نسل شاعران سبیل دار چشم درشتی که برای خسرو گلسرخی در زمان دیکتاتور پیشین شعری زیبا سروده بود و انتشار آن در یک روزنامه سراسری همان سال ها برایش دردسر شده بود. از نسل شاعرانی که کلمه را و رنج کلمه را خوب می شناخت و برای کودکان و نوجوانان دیار خویش معلمی مهربان بود. نه از آن معلم ها که درس مدرسه می دهند. بل از آن ها که…

بررسی کلی

امتیازبندی 4.6 ( 1 نظرسنجی ها)

درباره پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند. وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند. شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است. کتاب‌های منتشر شده : ۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳ ۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶ 3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا 4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392 دیگر فعالیت ها: در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است. او دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ تحریریه سابق دوماه نامه ی دال سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند بوده است.

یک نظر

  1. توبه کردن شاعر و ماجرای جوانی ما!

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

WordPress spam blocked by CleanTalk.
x

این مطالب را نیز ببینید!

این شاهد بازاری، وان پرده‌نشین باشد

پویا عزیزی – قدرت در صدر حکومت جمهوری اسلامی ایران با وجود ...