خانه / دریچه / دو شعر از سعید اسکندری

دو شعر از سعید اسکندری

دل خواهی داد

سودای ابریشم و عطر10277453_452660844879879_1275065485970153922_n
چشمانی بالای نقاب و
جذبه ی سواد واحه ها
دل خواهی داد
به دستانی از سوسن و
در کجاوه، شبانگاه
خنجر سپید ماه
گلویت را گلگون می کند.

 

جناس تام

جناس تام توام، آهو

با این خیال ها که در سر دارم
جناس تام توام
در این علف صبح
پای میز صبحانه
که چهره از شبنم ها می آرایم
پاین نلغزد ای کاش!
تاب زیباییت را ندارم.

PDF24    Send article as PDF   
دل خواهی داد سودای ابریشم و عطر چشمانی بالای نقاب و جذبه ی سواد واحه ها دل خواهی داد به دستانی از سوسن و در کجاوه، شبانگاه خنجر سپید ماه گلویت را گلگون می کند.   جناس تام جناس تام توام، آهو با این خیال ها که در سر دارم جناس تام توام در این علف صبح پای میز صبحانه که چهره از شبنم ها می آرایم پاین نلغزد ای کاش! تاب زیباییت را ندارم.

بررسی کلی

امتیازبندی 4.3 ( 1 نظرسنجی ها)

یک نظر

  1. دو شعر از سعید اسکندری

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

دو شعر از افشین بابازاده

در پهنای سیاه خیابان در پهنای خیابان چون آغوش رها شده ایستادم ...