خانه / ترجمه ها / کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

pabloکاسترو آلوِز از برزیل
پابلو نرودا
برگردان: پویا عزیزی

کاسترو آلوِز از برزیل، برای که سرود خواندی؟
آیا برای گلی خواندی؟ برای آب
واژه هایی زیبا که آرامش به سنگها می دادند ؟
آیا برای چشم ها خواندی؟ رو به سوی نیم رخ از هم دریدۀ
زنی که یکبار عاشق اش بودی؟ برای بهار؟

آری، اما بر آن گلبرگ ها شبنمی نمی نشست
آب های سیاه شان کلامی نداشت
چشم هایشان چونان که مرگ را دیده باشند
در شکنجۀ بعد از عشق می سوختند
بهار با خون پخش می شد.
من برای بردگان خواندم، بر عرشۀ کشتی ها
همچون خوشۀ سیاهی از خشم.
آن ها سفر کردند، و خون از کشتی ها کشیده شد
ترک مان می کرد وزن خونی که غارت شد

آن روزها در برابر دوزخ خواندم
در برابر زبان روشن حرص و آز
در برابر طلای خیس خورده در عذاب
دربرابر دستی که شلاق را بر می خیزاند
در برابر اربابانی از ظلمت

هر گل سرخ مردی بود که در ریشه های خویش مرده بود.
روشنی، ظلمت، آسمان از اشک پوشیده
چشم ها از دست های پینه بسته جدا بودند
و تنها صدای من بود که سکوت را پر می کرد

می توانست نجات دهنده باشد
از او می خواستم
بر این باور که راه او راه انسان را صحه می گذاشت
و از آن راه، سرنوشت ساخته می شد
خواندم برای آن ها که هیچ صدایی نداشتند.
صدای من کوبه ای بر در بود پیش تر از آن که بسته شود.
پس این گونه، مبارزه می کردم، که آزادی توان ورود یابد

کاسترو آلوز از برزیل، اکنون کتاب ناب تو
تولدی دیگر است در سرزمین آزادی
بگذار، شاعر ما از آمریکا
به فرق تو تاجی از افتخارات خلق برنهد
صدایت به جاودانگی پیوست و صدای انسان را پژواک بود
تو خوب می خواندی. همان طور که باید می خواندی.

کاسترو آلوِز ( Castro Alvez) یک شاعر برزیلی بود که در دوران جوانی به آمریکا سفر کرد و برای خلق های تحت ستم تلاش هایی کرد از او تنها یک کتاب منتشر شد و در سن 24 سالگی در حالی از رنج سل جهان را وداع می گفت که رنج فراوانش از جدایی همسر آمریکایی اش بر او مستولی بود.

Castro Alves From Brazil

Castro Alves from Brazil, for whom did you sing?
Did you sing for the flower? For the water
whose beauty whispered words to the stones?
Did you sing to the eyes, to the torn profile
of the woman you once loved? For the spring?

Yes, but those petals were not dewed,
those black waters had no words,
those eyes were those who saw death,
still burning the tortures behind love,
Spring was splashed with blood.

I sang for the slaves, aboard the ships
as a dark branch of wrath.
They travelled, and bled from the ships
leaving us the weight of a stolen blood.

I sang in those days against the inferno,
against the sharp languages of greed,
against the gold drenched in the torment,
against the hand that rose the whip,
against the maestros of darkness.

Each rose had one dead man in their roots.
The light, the night, the sky were covered in tears,
the eyes separated from wounded hands
and it was my voice the only one to fill the silence.

I wanted that from the man we could be rescued,
I believed that the route passed through the man,
and from there destiny would be made.
I sang for those who had no voice.
My voice hit doors that until then were closed
so that, fighting, Freedom could be let in.

Castro Alves from Brazil, now that your pure book
is reborn to a free land,
let me, poet of our America,
to crown your head with the laurels of the people.
Your voice joined the eternal and loud voice of the men.
You sang well. You sang how it must be sung.

en.pdf24.org    Send article as PDF   

درباره پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند. وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند. شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است. کتاب‌های منتشر شده : ۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳ ۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶ 3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا 4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392 دیگر فعالیت ها: در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است. او دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ تحریریه سابق دوماه نامه ی دال سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند بوده است.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

فلسفۀ عشق

عشق چیست و ماهیت آن را چگونه می شود دریافت؟ دربارۀ معنا ...