خانه / ترجمه ها / آمريكا/آلن گینزبرگ/پویا عزیزی

آمريكا/آلن گینزبرگ/پویا عزیزی

1354765698_Allenginsbergآمريكا ! همه چی بهت دادم حالا هیچی نیستم 1
آمريكا دو دلار و بيست و هفت سنت 17 ژوئن 1956.
نمی تونم مغزم رو تاب بیارم.
آمريكا ! کی جنگ انسانی رو تموم می کنیم؟
برو با اون بمب اتمی ت خودت رو بگا
حال خوشی ندارم دلواپسم نکن
نمی خوام شعرم رو بنویسم تا عقلم درست سرجاش نیاد
آمريكا! کی مث فرشته میشی ؟
کی لباسات رو در می آری؟ !
کی از تو قبر به خودت خیره می شی؟!
کی لیاقت یک میلیون تروتسکیت ات رو پیدا می کنی؟
آمریکا چرا کتابخونه هات پره از اشک؟
آمریکا کی تخم مرغات رو می فرستی واسه هندوستان ؟
از درخواستای دیوونه وارت مریض شدم.
وقتشه كه واسه ميليون ها هجو كننده ات/ وقتی که خیلی تند می رن/ ارزش قائل شى؟ !
كى مى تونم به سوپر ماركت برم و هر چی دلم می خواد با خوش شانسی بخرم
امریکا بعد همه اینا این من و توییم که خوب خوبیم نه اون دنیا
ماشینات خیلی زیادن واسه من
منو ساختی می خواستی یه قدیس باشم
یه سری راهای دیگه ای هستن که این دعواها ختم شه
باروز الان طنجه است فکر نمی کنم دیگه برگرده این خیلی نحسیه
تو هم شروع کردی که نحسی کنی یا این هم یه تیکه از بازیته ؟
سعی می کنم برم سر اصل مطلب
آمریکا فشار آوردن رو بس کن خودم می دونم دارم چه کار می کنم
آمریکا شکوفه های الو دارن می ریزن
ماه هاست روزنامه نخوندم ، هر روز یک عده ای می رن تا مرگ رو امتحان کنن
آمریکا حس می کنم نسبت به ووبلی ها احساساتی ام
آمریکا وقتی بچه بودم سعی کردم کمونیست بشم حالام پشیمون نیستم
هر وقت شانس بیارم علف می کشم
این دم آخری همش می شینم تو خونه و رزای توی گنجه رو دید می زنم
وقتی میرم محله های چینی مست می کنم ولی عمرا بخوابم با کسی
فکراش رو کردم می خوام دردسر درست کنم
باید منو می دیدی وقتی مارکس می خوندم
روانکاوم فکر می کنه حق کاملا با منه
که خدا رو شکر نمی کنم
مناظر عرفانی و رعشه های فضایی
آمریکا هنوز حرفش رو پیش نکشیدم که با عمو مکس چه کردی
از روسیه که برگشت

دارم بهت نشونی میدم
یعنی میذاری زندگی عاطفیت رو مجله تایم معلوم کنه ؟
با مجله تایم مشغول می شم
هر هفته می خونمش
ستاره های روی جلدش بهم خیره می شن همیشه وقتی از کنار آبنبات فروشی جیم می شم
تو زیر زمین کتابخونه برکلی می خونمش
اغلب راجع به مسئولیت پذیری حرف می زنه، تاجرا خیلی قابل اعتمادن
تهیه کننده های فیلم ها قابل اعتمادن ، همه قابل اعتمادن به جز من
تو سرم افتاده که من آمریکا هستم
دوباره دارم با خودم حرف می زنم

آسیا داره علیه من بلند می شه
قد یه مرد چینی هم شانس ندارم
بهتره ذخایر ملیم رو جمع بزنم
ذخیره های ملی من شامل دو تا سیگاری ماری جوانا
میلیون ها عورت
ادبیات خصوصی ممنوعه که 1400 مایل بر ساعت شتاب داره
و بیست و پنج هزارتا تیمارستان
من چیزی راجع به زندونام نمی گم
میلیون ها تن زیر خط فقر
که تو گلدونا زندگی می کنن زیر نور پونصدتا خورشید
باس جنده خونه های فرانسه رو ببندم ، طنجه مقصد بعدیه
می خوام رییس جمهور بشم سوای این حقیقت که یک کاتولیکم

آمریکا چطور می تونم با خلق و خوی احمقانه ات یه دعای مقدس بنویسم؟
درست مث هنری فورد می رم جلو بندای شعر من
مث ماشینای اون خاصن بیشتر پس اونا هم جنسای مختلف دارن
آمریکا بندهای شعر رو 2500 دلار بهت می فروشم بندی 500 دلار مرگ بر قطعه قدیمی تو
آمریکا توم مونی رو آزاد کن
آمریکا اسپانیاییای وفادار به دولت رو نجات بده
آمریکا ساکو و ونزتی نباس بمیرن
آمریکا من پسربچه های اسکتسبرو ام
آمریکا وقتی هفت سالم بود مامانم منو به میتینگای هسته کمونیستی می برد
اون وقت اونا یه مشت نخود جای هر بلیط می فروختن هر بلیط 5 سنت بود
و سخنرانی ها درباره آزادی همگان بود درباره کارگرا احساساتی بودن مثل فرشته
خیلی دوستانه بود و تو اصلا نمی دونی که حزب تو سال 1835 چه چیز خوبی بود
اسکات نیرینگ چه پیرمرد بزرگی بود واقعا برازنده بود
مادر بلور اشکم رو در می آورد من یه بار دشت آمتر اسراییل رو دیده بودم .
همه اونا می باس جاسوس بوده باشن
آمریکا واقعا نمی خوای به جنگ شون بری؟
آمریکا همه اش تقصیر اون بد روس هاست
همون روسا همون روسا و اون چینی ها و همون روسیه ای ها
روسیه می خواد ما رو زنده زنده قورت بده. قدرت دیوونه وار روسیه. می خواد
ماشینامون رو از گاراژامون بیرون بکشه
شیکاگو رو می خواد. نیاز داره به یه ریدر دیجست سرخ . نیازش کارخانه های ماشین تو سیبری
بروکراسی بزرگش پمپ بنزینامون رو اداره می کنه
هیچ خوب نیس. آه . اون باعث می شه هندیا خوندن یاد بگیرن. نیاز داره به کاکاسیاهای گنده
هه. همه مون رو مجبور می کنه که شونرده ساعت در روز کار کنیم. کمک.
آمریکا این دیگه خیلی جدیه
آمریکا وقتی سریالای تلویزیونی رو دنبال می کنم این تصور بهم داده می شه
این درسته آمریکا؟
بهتر بود زود می رفتم سر کار
درسته که نمی خوام برم تو ارتش یا ماشین تراشکاری رو
تو کارخونه های دقیق بچرخونم، چون من نزدیک بینم و روانی ام به هر حال
امریکا من دارم دگرباشی خودم رو ترویج می دم.

http://pooya.eu/wp-content/uploads/2013/12/Allen-Ginsberg-reads-America.m4a

America I’ve given you all and now I’m nothing.
America two dollars and twenty-seven cents January 17, 1956.
I can’t stand my own mind.
America when will we end the human war?
Go fuck yourself with your atom bomb.
I don’t feel good don’t bother me.
I won’t write my poem till I’m in my right mind.
America when will you be angelic?
When will you take off your clothes?
When will you look at yourself through the grave?
When will you be worthy of your million Trotskyites?
America why are your libraries full of tears?
America when will you send your eggs to India?
I’m sick of your insane demands.
When can I go into the supermarket and buy what I need with my good looks?
America after all it is you and I who are perfect not the next world.
Your machinery is too much for me.
You made me want to be a saint.
There must be some other way to settle this argument.
Burroughs is in Tangiers I don’t think he’ll come back it’s sinister.
Are you being sinister or is this some form of practical joke?
I’m trying to come to the point.
I refuse to give up my obsession.
America stop pushing I know what I’m doing.
America the plum blossoms are falling.
I haven’t read the newspapers for months, everyday somebody goes on trial for murder.
America I feel sentimental about the Wobblies.
America I used to be a communist when I was a kid and I’m not sorry.
I smoke marijuana every chance I get.
I sit in my house for days on end and stare at the roses in the closet.
When I go to Chinatown I get drunk and never get laid.
My mind is made up there’s going to be trouble.
You should have seen me reading Marx.
My psychoanalyst thinks I’m perfectly right.
I won’t say the Lord’s Prayer.
I have mystical visions and cosmic vibrations.
America I still haven’t told you what you did to Uncle Max after he came over from Russia.

I’m addressing you.
Are you going to let our emotional life be run by Time Magazine?
I’m obsessed by Time Magazine.
I read it every week.
Its cover stares at me every time I slink past the corner candystore.
I read it in the basement of the Berkeley Public Library.
It’s always telling me about responsibility. Businessmen are serious. Movie producers are serious. Everybody’s serious but me.
It occurs to me that I am America.
I am talking to myself again.

Asia is rising against me.
I haven’t got a chinaman’s chance.
I’d better consider my national resources.
My national resources consist of two joints of marijuana millions of genitals an unpublishable private literature that goes 1400 miles an hour and twentyfivethousand mental institutions.
I say nothing about my prisons nor the millions of underpriviliged who live in my flowerpots under the light of five hundred suns.
I have abolished the whorehouses of France, Tangiers is the next to go.
My ambition is to be President despite the fact that I’m a Catholic.

America how can I write a holy litany in your silly mood?
I will continue like Henry Ford my strophes are as individual as his automobiles more so they’re all different sexes
America I will sell you strophes $2500 apiece $500 down on your old strophe
America free Tom Mooney
America save the Spanish Loyalists
America Sacco & Vanzetti must not die
America I am the Scottsboro boys.
America when I was seven momma took me to Communist Cell meetings they sold us garbanzos a handful per ticket a ticket costs a nickel and the speeches were free everybody was angelic and sentimental about the workers it was all so sincere you have no idea what a good thing the party was in 1835 Scott Nearing was a grand old man a real mensch Mother Bloor made me cry I once saw Israel Amter plain. Everybody must have been a spy.
America you don’t really want to go to war.
America it’s them bad Russians.
Them Russians them Russians and them Chinamen. And them Russians.

The Russia wants to eat us alive. The Russia’s power madShe wants to take our cars from out our garages.
Her wants to grab Chicago. Her needs a Red Reader’s Digest. Her wants our auto plants in Siberia. Him big bureaucracy running our fillingstations.
That no good. Ugh. Him makes Indians learn read. Him need big black niggers.
Hah. Her make us all work sixteen hours a day. Help.
America this is quite serious.
America this is the impression I get from looking in the television set.
America is this correct?

I’d better get right down to the job.
It’s true I don’t want to join the Army or turn lathes in precision parts factories, I’m nearsighted and psychopathic anyway.
America I’m putting my queer shoulder to the wheel.

www.pdf24.org    Send article as PDF   

درباره پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند.
وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند.
شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است.
کتاب‌های منتشر شده :
۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳
۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶
3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا
4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392
دیگر فعالیت ها:
در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است.
او
دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ
دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ
تحریریه سابق دوماه نامه ی دال
سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا
همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند
بوده است.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

فلسفۀ عشق

عشق چیست و ماهیت آن را چگونه می شود دریافت؟ دربارۀ معنا ...