خانه / دریچه / یک شعر از الیاس قنواتی

یک شعر از الیاس قنواتی

eliasالیاس قنواتی، تنها چهره اش شبیه آلن گینزبرگ شاعر آمریکایی نسل بیت نیست. بل که شعرش نیز به شکل مشابهی همان جسارت و پرده دری را دارد. شعری که از کلمات کوچه و خیابان استفاده می کند اگرچه به دام ادبیات عامه پسند نمی افتد بل که به ساحت آن نیز طعنه و کنایه زده و نمونه هایش را زیر سئوال می برد. غیر معمول بودن تصاویر و استفاده از ابژه ها در جاهایی که اصلا انتظار آن نمی رود و در نهایت غافلگیر کنندگی خواننده از ویزگی های شعر اوست. الیاس مفهوم های فلسفی را به زبان خیابان می آمیزد و از دل آن شعری دیگرگونه می آفریند. پویا عزیزی

“به سوی ویرانی آن چه که بود ، آن چه که هست”

به عزیز دوستم ساقی قهرمان که آن قدر نمی شناسمش که حد ندارد و این یعنی می شود پیش رفت

ژولیت پشت پیانو آسوده نت های شوریده را با در کونی بیرون می فرستد
در حضور شما
شما که یک حرف بدید
حرف بدی شبيه “جا کش”
و به راستی چه جاکشانه جهان را تقسيم کرده اید
که کنج خراباتی هم از آن باقی نمانده است
کنج خرابات ؟
کنج خرابات محصول حداقل دو فضای بی وقفه آزاد است
یکی در میانه
یکی در کنج
تا جابجایی ممکن باشد
کنجِ مهاجر پذیر است
که بومی ندارد
نه چون اکنون:
که چون منی کنج کنیه و خراب بنیه
مطرود میانه و آویزان کنجم
شعر می نویسم
تا بگویید که این شعرِ گهی ست ( که البته پر بیراه هم نیست )
بروید برای مقیم میانه ، شهروند کناره کف بزنید
چه اهمیتی دارد برای من که مطرود اینم و آویزان آن
به کیرم هم نیست
تسمه ی زبان که می برد قصه ی بدیست
و شما
شما که حرف بدید
چیزی شبح جا کش
و من را پس زده اید
که مثلا کون خوشگلی ندارم
که مثلا مو دارد
گه به زمانه ی بی زمان واجبین
پنج دقیقه بیشترنیست صبر کن ، ببین.
اما شما
که پشت هم ایستاده اید
که دست به هم می زنید
که دست هم را می گیرید
که کف به هم می زنید
نمی بینید
من که جوش آورده ام
طاقت بریده ام و قرار از کف داده ام
اما صابرم
صابرم که قرار بریده ام و طاقت از کف داده ام
به کف زدید
که کف داده ام بیرون
انا الله و انا الیه راجعون
خواننده ی عزیزاین شعر بد مال تو نبود
لینک زیر را بخوان :
یه شعر قشنگ از سید مهدی موسوی http://monshipour.persianblog.ir/post/13

PDF24    Send article as PDF   

درباره پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند.
وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند.
شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است.
کتاب‌های منتشر شده :
۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳
۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶
3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا
4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392
دیگر فعالیت ها:
در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است.
او
دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ
دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ
تحریریه سابق دوماه نامه ی دال
سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا
همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند
بوده است.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

دو شعر از سعید اسکندری

دل خواهی داد سودای ابریشم و عطر چشمانی بالای نقاب و جذبه ...