خانه / ترجمه ها / سوپرمارکتی در کالیفرنیا/آلن گینزبرگ

سوپرمارکتی در کالیفرنیا/آلن گینزبرگ

hopkins_ginsberg3

برگردان: پویا عزیزی

چه فكرهايى براى تو دارم امشب،والت ويتمن،چون
با سردردی قدم به زمين مى گذارم كنار خيابان ها و زير درخت ها
با خجالت به ماه نگاه مى كنم

گرسنه و خسته ام ، براى تصاويرم خريد مى كنم
به فروشگاه ميوه با لامپ هاى نئون مى روم ،شمارش هاى تو را در خواب مى بينم
چه هلوها و چه سايه روشن هايى ! همه خانواده ها در شب خريد مى كنند !
راهروها پر از شوهرهاست ! زن ها در آووكادوها هستند،بچه ها در كوچه ها !
و تو گارسيا لوركا!چرا آن كار زشت را با هندوانه ها كردى؟

تو را ديدم،والت و يتمن،اجاق كور،پيرمرد تنهاى ژوليده
ميان خوراكى هاى در يخچال مى گشتى و پسرهاى خوار و بار فروش را مى ديدى
شنيدم از آن ها سوال هايى مى پرسيدى :
چه كسى قطعه گوشت هاى خوك را كشت؟ قيمت موزها چه قدر است؟ شما فرشته هاى من هستيد؟

درون وبيرون نرده هاى برجسته پرسه زدم، تا بتوانم تورا پيدا كنم
و در تصوير سازى هايم تو را پيروى كردم با داستانی كارآگاهى .

در تنهايى مان ،هم از سالن هاى باز پايين پريدم
و هوس كرديم كنگر فرنگى را امتحان كنيم
در حالى كه مالك تمام غذاهاى يخ بسته مى شديم، و هرگز صندوق دار نمى گذشت .

به كجا برويم والت و يتمن؟ درها در اين ساعت بسته اند
چه راهى به ريش تو مى رسد امشب؟
( كتاب ات را خواندم و اديسه ى خودمان را در خواب در فروشگاه ديدم و حس مزخرفى دارم )

ایا ما تمام شب را به تنهايى قدم خواهيم زد؟
درخت ها سايه به سايه اضافه مى شوند،نورهاى بيرون به درون خانه ها ،ما تنها خواهيم ماند

خواب مى بينم در آمريكاى قديم قدم مى زنم
در عشق گذشته ى ماشين هاى Blues، در رانندگى جاده ها، و خانه اى در دهكده خاموش؟
آه پدر عزيز،ريش خاكسترى،معلم شجاع و پير دانا
آمريكا چه چيزى داشت وقتى شارون پارو زدن را در گذرگاه اش ترك مى كرد
و تو بيرون ساحل سيگار مى كشيدى
مى ايستادى و به ناپديد شدن قايق ها
روى آب هاى سياه فراموشى نگاه مى كردى

www.pdf24.org    Send article as PDF   

درباره پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند. وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند. شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است. کتاب‌های منتشر شده : ۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳ ۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶ 3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا 4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392 دیگر فعالیت ها: در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است. او دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ تحریریه سابق دوماه نامه ی دال سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند بوده است.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

x

این مطالب را نیز ببینید!

فلسفۀ عشق

عشق چیست و ماهیت آن را چگونه می شود دریافت؟ دربارۀ معنا ...