خانه / گفت و گو / دایره سياهِ قدرت/گفت و گو با مهری جعفری

دایره سياهِ قدرت/گفت و گو با مهری جعفری

58516_472396590445_7733091_aمهری جعفری وکیل پایه یک دادگستری است. وی، به مشاوره رایگان برای زنان و سایر گروه های در حاشیه می پردازد و برای دفاع از حقوق زنان، مادران و کودکان می‌نویسد. او که در حال حاضر به قصد ادامه تحصیل در لندن اقامت دارد، به جز از انتشار مجموعه شعر “بی هیچ ترسی از جاذبه ی زمین” و مجموعه در دست انتشار “می خواهم سازم را کوک کنم”، کتابی نیز به نام « قانون در کوهستان» در سال 2008 منتشر کرده است هم‌چنین ترجمه‌های وی از آثار ژولیا کریستوا مجموعه‌ای را فراهم کرده است که در صورت امکان انتشار آن می‌تواند در فضای ادبی و فرهنگی، تاثیرگذار باشد.

آن چه در ادامه می اید گفت و گوی پویا عزیزی با وی در باب مسایل قانونی و اصلاحات در چارچوب قانون است.

روز و شب

دایره سیاهِ قدرت

دور باطل نظام حقوق سیاسی ایران به مقام رهبری ختم می شود! 

 

خانم جعفری، بحث عدم ظرفیت و نیاز به تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از مهمترین مباحث دموکراسی خواهان و به خصوص بخشی از اصلاحطلبان است . چراتغییر قانون اساسی ایران را برای ایجاد ازادی های سیاسی مهم می شمارند؟  

قبل از باز کردن بحث اصلاح قانون اساسی به نحوی که این اصلاح بتواند آزادی سیاسی مردم ایران را تضمین کند، لازم می‌دانم این نکته مهم را یادآور شوم که اصولا اگر بپذیریم کلام است که سرنوشت انسان ها را تغییر می‌دهد به همان‌گونه که قوانین از کلمات ساخته می‌شوند باید بگویم که قانون اساسی جمهوری‌اسلامی نیز از این امر مستثنی نیست.

 مساله اصلی آن‌جاست که به همان اندازه که قدرت زبان در تغییر معانی و مفاهیم کلی نامحدود است، در تعیین مصادیق و جزییات یک مساله کاملا محدود و معین است. به همین دلیل در اصول قانون اساسی آن جا که قرار است نقش‌های کلیدی در تقسیم قدرت یا کلمات کلیدی در نحوه اداره کشور بیان شود، کلمات به طرز زیرکانه ای به مفاهیم معین غیر قابل تفسیری اطلاق می‌شوند. هر کدام از این کلمات که به روش زیرکانه‌ای چیده شده‌اند مبین بخشی از ارکان این نظام سیاسی هستند و اگر کسی بخواهد کوچک‌ترین تغییری در آنها بدهد، نمی‌تواند بدون برهم زدن سیستم بنیادین آن موفق شود.

 این اصول همان‌ها هستند که قدرت را به شخص رهبر و نهادهایی که به دست او اداره می‌شوند، بخشیده است. به بیان دیگر حتی با تعدیل قدرت رهبر در بدنه قدرت سیاسی کشور همه اصول قانون اساسی به طور بنیادین تغییر می‌یابد و شاید بتوان به دلایل سیاسی اسم این تغییر را اصلاح گذاشت اما به لحاظ حقوقی به آن اصلاح گفته نمی‌شود.

به لحاظ قانونی به این تغییر چه می گویند ؟

به این می‌گویند تغییر قانون اساسی نه اصلاح قانون اساسی چون اصلاح یعنی شما با حفظ اصل یک ماده قانونی تغییراتی در آن بدهی اما وقتی این تغییر به حدی باشد که ماهیت اصل ماده عوض شود خب نمی‌توان گفت ماده را اصلاح کرده ایم حالا در مورد اصول قانون اساسی که همه به هم ربط دارند این تغییرات همه اصول را عوض خواهد کرد.

شما سیر این تغییر را با هر نامی چگونه می بینید؟

باید بگویم مساله در نفس قدرت است و نه در مصادیق آن. اگر بخواهیم مثال بزنیم در قانون انگلستان ملکه به شکل نشانه حفظ شده اما فاقد قدرت سیاسی و اجرایی تعیین کننده است بنابراین رهبر نیست. پس بهتر است به کلمات دقت کنیم وقتی از کلمه ولایت به معنی سرپرستی استفاده می‌کنیم دقت داشته باشیم این کلمه بار معنایی خودش را دارد، مهم نیست که کلمه مطلقه که در سال 67 به آن اضافه شده و مثلا در سال 89 دوباره از آن حذف شود، مهم این است که اسم این مقام ولایت است. چه مطلقه فعلی باشد یا همان ولایت خالی سابق، ولایت یعنی سرپرستی، و سرپرست برای کسانی تعیین میشود که خود عقل و شعور اداره خودشان را نداشته باشند مانند مجانین و کودکان. از طرف دیگر کلمه رهبر یعنی کسی که بقیه را اداره می کند و از طرف آنها نیز تعیین نشده است. چون اگر از طرف آنها تعیین می‌شد که دیگر بحثی باقی نمی‌ماند چون نظام می‌شد همان نظام مردمی و اصلاح‌طلبان قانون اساسی هم مجبور به قبول تغییرات بنیادین شده بودند و نه اصلاح آن.

پس شما به لحاظ حقوقی قانون اساسی را قابل اصلاح نمی‌دانید؟

از نظر من بدنه نظام سیاسی جمهوری اسلامی و اصول قانون اساسی آن به لحاظ حقوقی قابل اصلاح نیست.

ببینید باید برگردیم به این اصول و ببینیم اگر به بخشی که ساختار قدرت سیاسی را تشکیل می دهد دست بزنی از نظر حقوقی تغییرات عمده‌ای را ایجاد کرده‌ای و نمی‌توان نام آن را اصلاح گذاشت.

می شود این موضوع را کمی باز کنید ؟

من نمی‌خواهم طبق معمول ابتدا از اصل 110 شروع کنم بلکه اول از ریاست جمهور شروع می‌کنم که ظاهرا با انتخاب مستقیم مردم سرکار می‌آید.

او کیست؟ اول این که او یک مرد است، پس نیمی از جمعیت ایران که زنان هستند نمی‌توانند رییس جمهور باشند.

دوم: مسلمان شیعه مذهب است و نمی‌تواند حتی سنی مذهب باشد، چون علاوه بر این که باید رجل سیاسی و مذهبی باشد و باید طبق اصل  ۱۲۱ – سوگند یاد کند که از ائمه اطهار پیروی می‌کند. بنابراین جمعیت قابل توجه دیگری از نصف باقی مانده حق نامزدی این مقام را ندارند.

سوم: او از طرف رهبری تعیین می‌شود و از طرف رهبری هم قابل عزل است. چرا که تعیین صلاحیت او به دست شورای نگهبان است و طبق ماده 10 اصل 110  عزل یا ابقای او یکی از اختیارهای رهبر است.

یعنی اگر بخواهیم حقوق زن‌ها، حقوق سنی‌ها که جمعیت مهمی را در ایران تشکیل می‌دهند و اقلیت‌های دینی مثل بهایی‌ها و بودایی‌ها را که اصلا طبق این قانون به عنوان دین شناخته نشده‌اند، و آنها که اصلا خود را دیندار نمی‌دانند رعایت کنیم، باید همه کلمات این اصل را تغییر دهیم و ضمنا اختیارات رهبری را نیز حذف کنیم که مستلزم حذف اختیارات شورای نگهبان است.

پس با این دورهای تو در تو هی می رسیم به جای اول که شروع کردیم. شورای نگهبان را که خود رهبر انتخاب می‌کند، یعنی عملا امکان تغییری خارج از اراده رهبر موجود نیست؟

از 12 نفر شورای نگهبان شش نفر را که مستقیم خود رهبر انتخاب می‌کند هیچ. شش نفر بعدی را ریاست قوه قضاییه انتخاب می‌کند و حتما اطلاع دارید که ریاست قوه قضاییه را هم رهبر انتخاب می‌کند. این دور باطل نظام حقوق سیاسی ایران است که همه به مقام رهبری ختم می شود و حال هر کدام از این اصول را جا به جا کنید بقیه اصول آسیب می‌بینند و باید آن را نیز تغییر دهید و همین جور تا آخرین اصول باید پیش بروید.

 اما اگر از اصل 110 فقط یکی از مواد را دست بزنیم به تغییر عمده‌ای دست زده‌ایم که باز هم ارکان نظام را تکان خواهد داد و دوستان اصلاح طلب ما را به سمت تغییر اصولی پیش خواهد برد برای نمونه :

بند اول : تعیین سیاست های کلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

  اعضای مجمع مصلحت نظام را که خود رهبر انتخاب می کند؛ دوم این که مشورت بار حقوقی تعیین کننده‌ای ندارد چون کسی که مشورت می‌کند می‌تواند در نهایت تصمیم خودش را بگیرد. اصولا این مجمع ابتدا به وسیله آیت‌الله خمینی و سپس به وسیله آقای خامنه ای تشکیل شده است و طبق قانون اعضا و وظایف این شورا را رهبر تعیین می کند.

بند دوم و سوم که کلی هستند و بند چهارم و پنجم فرماندهی نظامی را به رهبر اعطا کرده است یعنی یک باره یک نفر کل پایگاه‌های نظامی و نیروهای مسلح سرتا پا مسلح را به دست می‌گیرد و می‌تواند علیه هر کشوری اعلام جنگ کند. اگر بخواهند و بتوانند همین یک قدرت را از او بگیرید به تغییر بنیادینی دست زده اند.

در بند ششم- همه نهادهای سیاسی و قضایی را که امکان اعمال قدرت علیه مردم را دارند و یا می‌توانند به نمایندگی از طرف آنها تضمین کننده نظم و آرامش و حافظ حقوق آنها باشند از قبیل ریاست قوه قضاییه، فرماندهان نظامی و ریاست صدا و سیما، در اختیار آن یک نفر قرار می‌گیرد.

بنابر این اگر ریاست قوه قضاییه را رهبر تعیین نکند این اصلاح محسوب نمی‌شود بلکه یک تغییر عمده است؟

خب شما تصور کنید که بخواهیم قوه قضاییه مستقل داشته باشیم مجبوریم این ماده را تغییر دهیم تغییر آن به این معنی خواهد بود که قوه قضاییه بتواند براساس اصول انسانی و حقوقی نظر بدهد اولین کاری که باید بکند این است که به شکایت بازماندگان کشتارهای دهه 60 و شکنجه‌های این سی سال رسیدگی کند این اسمش از نظر سیاسیون ما تغییر باشد یا اصلاح در هر حال از نظر حقوقی یک تغییر اساسی در نظام قضایی کشور است.

 گفته می‌شود رهبر را شورای خبرگان تعیین می‌کند و اعضای شورای خبرگان هم انتخابی هستند نقش مجلس خبرگان رهبری در این مراحل چیست؟

 ببینید کسی نمی تواند مدعی انتخابی بودن اعضای شورای خبرگان باشد چون در عمل این اعضا هم توسط خود رهبر انتخاب می شوند و این دور باطل فقط برای پیچیده کردن موضوع است و اصلا وجاهت حقوقی ندارد.

اول این که این افراد باید از بین روحانیون انتخاب شوند بنابراین حق ابتدا به طور تبعیض آمیزبه اقلیتی حدود چند صدم درصد از کل جمعیت ایران تقلیل پیدا می‌کند.

دوم این که این ها باید روحانی دارای شرایط اجتهاد باشند که این تعداد چند صدم درصدی هم به افراد بسیار اندکی می‌رسد.

 و بعد در نهایت شورای نگهبان شرایط اجتهاد این افراد را محک می‌زند که خود شورای نگهبان را رهبر تعیین می‌کند و حالا این افراد خاص که از طرف خود رهبر تعیین می‌شوند و قرار است به کار رهبر نظارت هم داشته باشند. بعد برخی از دوستان منتقد به طرز عجیبی اعتراض می‌کنند که چرا مجلس خبرگان به وظایف خود عمل نمی‌کند و من منظور این افراد را متوجه نمی‌شوم.

 اگر نگاهی به این دایره سیاه قدرت بیاندازیم که شکافی بزرگ بین مردم و نهاد قدرت ایجاد کرده و از هر نقطه‌ای از آن شروع کنی به مقام ولایت مطلقه‌ای می‌رسد که قصد سرپرستی مردم و نه مدیریت را دارد، خواهیم فهمید که چرا خبرگان رهبری یا اعضای شورای نگهبان و یا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری در ایران همه فرسخ‌ها از اصول و معیارهای نهادهای مردمی فاصله دارند و نمی‌توانند از اصول و قواعد حقوقی و اجتماعی حاکم بر زندگی اجتماعی مردم، درک درستی داشته باشند.

قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آیین‏نامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهاء اولین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آراء آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هر گونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است.

و درنهایت باز هم اشاره می کنم زبان و بار معنایی که بر واژه ها سوار می شود نقش مهمی را در حوزه حقوقی و سیاسی بازی می کند نمونه آن را در تغییر نام مجلس شورای ملی در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۸  به مجلس شورای اسلامی دیدیم . نمی‌توان در یک کشور مجلس ملی داشت در حالی که یکی از اصول قانون اساسی آن کشور می‌گوید:

مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد مگر در مورد تصویب اعتبارنامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقوقدان اعضای شورای نگهبان. (اصل۹۳ )

PDF24    Send article as PDF   

درباره پویا عزیزی

پویا عزیزی : شاعر، منتقد، روزنامه نگار و فعال سیاسی است . وی در روز سوم اسفند یک هزار و سیصد وشصت و سه خورشیدی در فارسان شهری از توابع چهارمحال و بختیاری، متولد شده و کودکی و نوجوانی را گذرانده است و از دوران دبیرستان به ادبیات و شعر و علاقه مند شده و به سرودن شعر می‌پردازد. پس از مهاجرت به تهران و زندگی نزدیک به یک دهه در پایتخت، آشنایی نزدیک با محیط‌ها و نشریات ادبی وی را مصمم و حرفه ای به کار ادبیات و محافل ادبی می‌کشاند. کتاب‌هایش را منتشر می‌کند، سخنرانی می‌کند. مقاله می‌نویسد و در جمع‌های ادبی شرکت می‌کند.
وی به ناچار شامگاه سوم اسفند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت کوه‌های مرزی ایران با ترکیه را در نوردیده و تبعیدی خواسته و ناخواسته را آغاز می‌کند.
شهروند افتخاری شهر جنوا در ایتالیا و عضو کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) است.
کتاب‌های منتشر شده :
۱- علامت بوسه می‌بارد (مجموعه شعر ) نشر آرویج۱۳۸۳
۲- تهی (مجموعه شعر )نشر الکترونیک امضا ۱۳۸۶
3- شعر دوازده اثر الکساندر بلوک (ترجمه پویا عزیزی) 1392 نشر آنتی فا
4-زخمرگ های در تبعید(مجموعه شعر) نشرسیپرس استکهلم 1392
دیگر فعالیت ها:
در مجلاتی مانند کارنامه ، کلک ، بایا ، نافه ، گوهران و… سایت های اینترنتی معتبر فارسی و غیر فارسی آثار بسیاری از وی منتشر شده است.
او
دبیر بخش پنجره سایت ادبیات و فرهنگ
دبیر بخش فارسی سایت ماه مگ
تحریریه سابق دوماه نامه ی دال
سردبیر بخش مقالات ادبی سایت ژرفا
همکار بخش ادبی هفته نامه بین المللی هنرمند
بوده است.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

شعر ایران همچنان شهروند یک جغرافیای بومی محدود است!

پویا عزیزی- از پگاه احمدی تاکنون چهار مجموعه شعر منتشر شده‌ است. ...